خوب پایان سال اول دانشگاه به عنوان دانشجوی ادبیات انگلیسی هم که تموم شد. پایان این سال برای هر کی یه معنی و مفهومی داره.یکی خوشهاله که یک سال بزرگ شده و اون یکی از پیر شدن واهمه داره. یکی از ترس امتحان ها بی قراری می کنه و اون یکی باشون لاو میترکونه. من دلم واسه برز تنگ میشه و تو خوشهال از اینکه یه نفس راحت می کشی. و خیلی حرف های دیگه که اینجا و اونجا به زیبایی اونارو بیان کردن و من به شدت ممنونم.
ولی خوب پایان امسال برای شخص من بیشتر یه چنتا شروعه.
1.
شروع زندگی متعهلی به معنی واقعی. اوایل مرداد من و همسر عزیز و مهربانم به خونه خودمون میریم. با تمام خوشحالی ها, وارد شدن به زندگی آدم بزرگ ها و مسولیت؛ سختی ها و پیچیدگی های خواص خودش رو داره … (که من در این نظر تنها نیستم همونطور که اونجا هم بود) خلاصه اینکه سرو کله زندن با فروشنده های بد قول برا زمان تحویل لوازم زندگی, ترس از اینکه کلاه سرت نزاشته باشن, نگرانی از اینکه کابینت ساز باز هم نیاد سر قرارش. پس چرا صاحب خانه برقی و لوله کش رو خبر نمی کنه که ریزه کاری ها تموم شه؟ آقا 3 روز دیگه اسباب خونه رو دارن میان کار مارو را بنداز… و خوشحالی از شنیدن یک باشه و 2 روز بعد اعصاب خوردی از ریلکس آب خوردن اون باشه در کوزه … فکر کنم گرفتین قضیه رو و مثال بیشتر نیاز نیست.
حالا همه اینا رو سوار کنید تو ماشینی که صندلیاش رو فشار امتحان های پایان ترم پر کرده.یادم رفت بگم. صدندوق عقب که هیچی بار بند هم هزینه ها پر کردن. کار “استار-فیش-فکتوری” رو هم که مجبوراً گذاشتیم کنار تا بعد از این جریانا …
ولی خوب عشق به زندگی با اونی که دوسش داری و امید؛ تا آخر دنیا بنزین این ماشین لعنتی رو تامین میکنه و بوی خوشش بوی گند همه بدی هاره از بین می بره …
2.
شروع بارو به توانا بود خودم و علم به پیدا کردن راه درست. حتی تا چند ماه پیش هنوز شک داشتم که همه چیز خوب پیش بره. برای اطلاع او نایی که خبر نداشتن. اگه بخوام از آمریکاش رو حساب کنم 6 سال بود که تو علوم کامپیوتر درجا میزدم و تا سال چهارم با سال اولی ها کلاس ریاضی داشتم .. خودتون حسابش رو بکنید که با اعتماد به نفس آدم . چه میکنه! ولی خوب طی یک سری معجزات به معنی واقعی کلمه این آینده جدید جلوی راهم اومد. و من در پایان امسال احساس می کنم که جام رو پیدا کردم …جادم رو کشف کردم . البته بماند که کمی از شیطنت ها و تمبلی های قدم هستن … ولی به زودی باز مانده هاشون به سوی او خواهند شتافت.
نه اینکه دانشجوی واقعی بودن راحت شده باشه برام. 4 ساعت و نیم سر کلاس بودن برای کسی که چند سال بوده کلا سر کلاس نشسته سخته. یا هر روز 8 صبح.. اوکی؛ 8 و ربع سر کلاس حاضر شدن واسه من که سال ها بوده زود تر ساعت 11 -12 رو ندیده خیلی سخته و درس خوندن که بماند. ولی احساس اینکه بدونی داری یه کاری رو برای خودش انجام میدی همه سختی ها رو “اجی . مجی . لا ترجی” می کنه برن هوا.
خوب همین کافی می باشد برای یک نوشته
نکته قابل زکر آینکه آهنگی که برای ورودی 88 نوشته بودم رو میخواست ضبط کنم ولی وقت نیست … پس فعلا شعرش رو بخونید تا بعد.
و تشکر از همه برو بکس رو دار غالب یک تقدیم کلیشه ای بیان میکنم.
این آهنگ (فعلا شعر) رو تقدیم میکنم اول از همه به همه اونهایی که من رو تحمل کردن, من رو دوست خودشون می دونن,
اونهایی که
- با رو اعصاب راه رفتنشون به من یاد میدن که تو جمع چتور نباشم
- با فعال بودنشون من رو دچار عذاب وجدان می کنن که من برم فعالیت کنم
- با تنها بودنشون یادم میندازن که چقدر خوبه که تنها نیستم
- با حرف زدنشون امید میدن بهم که هنوز آدم های با شعور زیادن
- با سیگار کشیدنشون این اطمینانو به من میدن که من تنها زود نمی میرم
- با خوش هیکل بوندشون (پسرا رو میگم) به من رو به سوی آب کردن شکمم هل میدن
- با کتاب خوندشون من روجو زده می کنن که کتاب بخونم
-با بودنشون رو اعصاب منن که باز هم این لیست رو باید ادامه بدم
- با گی بودنشون گی بودن من رو مخفی می کنن
- با پایه شلوغ بازی بودن تو جمع های جدی نگاه های چپ چپ رو نصف می کنن
- با ارتباط با اف اس اچ ها به من اطمینان میدن که هرچقدر هم انسان گندی باشم (شما گه بخوانید) باز هم قلبشون واسه من جا داره
- با کامنت های خوبشون من رو خوشحال می کنن
-و کسانی که بعد از یک سال هنوز اسمشون رو نمیدونم و اگه ببینمشون تو خیابون یا هتی تو دانشگاه نمشناسمشون
و قیره هم من دیگه حال ندارم هم شما
و مخصوصا تقدیم به اکیپ کنده های یو تی (این اشتباه تایپی نیست کنده نه گنده)
هر چی تلاش کرم که گی نباشم مثل اینجا و اونجا نشد احساسات ترکوندم
او یادم رفت بگم تقدیم به خودم که از همتون با حال ترم
In the Autumn of 2009
we are all at
the start of the line
A new mission
A new path in life
Fresh new faces
and different minds
We’re all gathered
in one place
with different pasts
could this be faith
some of us , motivated
we have high hopes
some of us, in pain
we feel that we’re lost
day one
ow, its gone
first week
Flew, quick
A month died
in blink of an eye
and now its the funeral
Of the first year
here is a rough and ready version of the last part of the song (well last part till the end of year one … the song will go on for four years)
Right-Click and save THIS as
if the link didn’t work, try this:
http://star-fish-factory.com/mixstuff/schoolsong.mp3
18 responses to “خستگی مفرح”
Rez(A)
June 9th, 2010 at 23:48
1. به غلط قلوط های دیکته ای گیر ندید من از این بهتر نمی تونم
2. حجم آهنگ زیر یک مگا بایت هست
شهاب
June 10th, 2010 at 01:22
در حقیقت پست مفرحی بود
جدن همه تلاش می کنن که خسته شن یه جوری… شبا آدم راحت تر می خوابه
موفق باشین تو خونه ی جدید.
سال دوم خوبی داشته باشی
امیدوارم آهنگت سال ِ پنج و شیش نداشته باشه
یه اپیلوگ بذاری فقط برا مدرکت که چقدر به دردت می خوره
شهاب
June 10th, 2010 at 01:26
in tike’e ke khoonde boodish sheresh kheili khoob bood. Garche, … sedaye khodet bood?
ّFlora (Fariba)
June 10th, 2010 at 12:52
Firstly >>> U’re the Best

Secondly>>>U’re the Best
Thirdly>>>>U’re the Best
(khodshifte shodi dige mohem nis U’re the Best)
خیلی خوب بود.. یه چیزی میگم به بقیه نگیا ولی منم دلم برای برز تنگ میشه ..:دی آخه تو کل اون دانشکده و دانشگاه کلا لنگه نداره:دی مشکل داره دیگه که ریشه در کودکیش داره ولی برز عصبی ش قشنگه: دی
این آهنگم اون روز که روی کنده خوندیش من واقعا دوسش داشتم هنوز صدات تو گوشمه.. هیم درخواست میکردم دوباره بخون:دی
اصلا هم گی نیست اینکه اینجا و اونجا و هرجا نوشتین ..مگه آدم به دوستاش بگه که باهاشون خوش بوده و براش مهمن گی آخه من نمیفهمم:دی
در مورد سال جدید دانشگاهیم وقتی بیشتر وارد ادبیات بشیم همه چی شیرینترم میشه حتی درس خوندن..
Lastly>>>
ایشالا که زندگی خوبی رو شروع کنی و همه چی بر وقف مرادتون باشه..یه کلوم ایشالا خوشبخت بشین..:-)
ّFlora (Fariba)
June 10th, 2010 at 13:00
آهنگم خیلی خوب بود مخصوصا لاین آخر>>>>
and now its the funeral
Of the first year
من از طرفدارای بر و با قرص این ترانه ی شما میباشم..:دی
Rez(A)
June 10th, 2010 at 13:36
@ شهاب: صدا صدای تخشید
@ فلورا: ممنون
معیار های گی بودن خیلی پیچیدن … و خوب گاهی هم گی بودن خوبه و معنی احساسات صادقانه رو میده که خوب خیلی گی هستش
ّFlora (Fariba)
June 10th, 2010 at 20:51
خوب حالا خودمونیم زیادم با معیارهای گی بودن آشنا نیستم،واقعا بیچیدن دکتر شما درست میگین..:دی ولی هنوزم مصمم که این دسته ابراز احساسات همونجور که فرمودید صادقانه، اصلا هم گی نیستش.. :دی
payaam
June 11th, 2010 at 00:50
خوندنی بود
اینکه رشته ی جدیدت باعث تغییرات مثبتی تو روحیـَت شده رو من خودم شاهدم و
شاهد این هم خواهم بود که زندگی جدیدت باعث تغییرات مثبت جدیدی در تو میشه
اشتباهات تایپی و دیکته ای و علامتگذاری به جهنم ، آقا این جمله ی
” حالا همه اینا رو سوار کنید تو ماشینی که صندلیاش رو فشار امتحان های پایان ترم پر کرده”
رو از کجا دراُوردی ؟
خیلی خوب بود این جمله
اگه از خودت نوشتی که ایول ، سعی کم بازم از این کارا بکنی ؛
اگه از جایی برداشتیش هم ایول که چه مناسب ازش استفاده کردی ، بازم از این کارا بکن.
داشتم در سکوت اتاقم این نوشتتو میخوندم که یه جاش ترکیدم از خنده جوری که توجه اتاق بغلی رو جلب کرد.
وسط اونایی که آهنگو بهشون تقدیم کردی ، “اونهایی که با گی بودنشون گی بودن من رو مخفی می کنن” عالی بود
***************************************
you’ll be great and I’ll be seeing that.
\m/
Rez(A)
June 11th, 2010 at 09:10
ممنون
نه مال خودم بود! کلا اینجا کپی رایت توجه میشه اگه از جایی بیاد حتمن ذکر میشه!!!
امیدوارم که به زودی اس اف اف هم به جاهای خوب برسه
و تو هم
“keep on rocking” (Mike Gaspar told me that after a consent
)
کپی رایت رو به تهش رسوندم!
دانشجوی باران خورده ی سلف
June 11th, 2010 at 17:39
touche!!!!!!!!!!
همگی یک صدا با هم :
دکتر دوست داریم
دکتر دوست داریم
دکتر دوست داریم
راستش خیلی سعی کردم این حقیقت رو یکسال پنهان کنم ولی من عاشق اف اس اچ بودم
می دونم همه ی گی های دانشگاهم عاشقش بودند
دانشجوی باران خورده ی سلف
June 11th, 2010 at 17:43
راستی من به عنوان تنها کسی که کنده های یو تی رو آورد گذاشت زیر اون درخت ازت بابت آهنگ قشگنت تشکر می کنم
واقعن منقلب شدم اون روز که خوندی
دانشجوی باران خورده ی سلف
June 11th, 2010 at 17:51
از همه مهم تر!!!! بادا بادا مبارک بادا ایشالا مبارک بادااااا
آرزوی یه زندگی آروم و پر از شادی رو براتون دارم
راستی دکتر به عنوان یکی از عاطل و باطل ترین اعضای گروه کنده بهت تبریک می گم تو اولین کسی هستی بین ما که زندگیش از اون ابزوردیتی دانشجویی در اومده و افتاده تو یه جاده که اگر چه پر از مسئولیت و فراز و نشیبه ولی آخرش قشنگه
( چون جاده ای که بقیه ی ما داریم توش می رونیم یه جاده ی کج و کوله است آخرشم احتمالن چیز خاصی نیست شاید یه دستشویی عمومی بین راهی(
Rez(A)
June 11th, 2010 at 22:21
ممنون …
شماهم به وقتش ایشالا
همین درس خوندن و کار فرهنگی و هنری کردن خودش خیلی خوبه
اگه فقط یک کم اکیپ کنده مفید تر بشه عالی میشه …
نوشته هامونو بیاریم نوبتی بخونمی و نظر بدیم و توشِی بگیم که پیشرفت کنیم و از همیم کنده 7-8 10 تا نویسنده و شاعر توپ در بیاد
و شما عاطل باطتل ترین نیستی … تفریبا از همه زود تر میری که خیلی خوبه … کیپ آپ ده گود ورک
ّFlora (Fariba)
June 11th, 2010 at 19:59
TOUCHE yadam rafte bud.. Eyval Erfane..
Touche behtarin javab baraye kalame Doctore.. Touche’haye khodesham ke behtarin motivation’e.. That’s actually Motivation Pill.. Doctore dige:D
Rez(A)
June 11th, 2010 at 22:26
توشِی به شما!
چاکریم
و یادم رفت بگم … ایشالا آهنگ مورد علاقتون رو در اجرای
Star-fish-factory … live at the Kondeh
اجرا خواهیم کرد
دانشجوی باران خورده ی سلف
June 11th, 2010 at 22:58
با این پیشنهاد خیلی موافقم
راستی منظور رو نفهمیدم! از همه زودتر کجا می رم؟! اگه منظورت بلاد غربه باید بگم که من فکرش رو در سر دارم ولی اونقدرا هم راحت نیست که..من که در قید و بند نمره هم نیستم فکر کنم مثلن یه دانشگاه پرتی در حومه ی داهات های نیجریه قبولم کنن
Rez(A)
June 11th, 2010 at 23:01
نه نمظورم مفید بودن و ترک کنده بود! … ولی اونهایی که در قید نمره نیستن خیلی خفن تر میشن …
leila
June 20th, 2010 at 20:05
BIOOTIFOOL!!! beravo baba! kheili ziadi cool ii! viva! tar tamiz bood